
دچار یعنی عاشق...و نمیدانی چه زجری میکشد ماهی بیچاره که دچار آبی بیکران دریاست...من دچار توام؟!چقدر میخوام این نخواستن رو... با تو زندگی به یه بهونه گره خورده.معتقدم فقط با هدف های کوچیک میشه زندگی کرد...
ادامه مطلب
سرکلاسم خیلی دلم برات تنگ شده خیلی زیاد.هنوز ناراحتم هنوز استرس دارم.بذار بعد کلاس بنویسمxa0...
ادامه مطلب
تا ساعت 11باهم بودیم.از حال گرفته م پرسیدی.خیلی سعی کردم حالمو توی کلمه ها جا کنم و بهت برسونم چمه.همینقدرم فقط باتو میتونم بگم. من خیلی سکوت رو دوست دارم.دوست دارم که حرف بزنما ولی حرف زدن سخته برام.برای همین کاری که اذیتم نمیکنه سکوته.لازم نیست چون بککنم و بگم چمه تازه بد برداشت بشه از حرفام.از جدا شدن از تو میترسم واقعیته.ولی مگه دست منه.ممکنه یه روز پیش بیاد دیگه.چیزی که باعث میشه راحت قیدتو بزنم یااینه که دروغ بگی بهم .یا خیانت کنی یا منو نخوای.من واقعا دوستت دارم.دلم یه خواب عمیق و طولانی ...
ادامه مطلب
امروز صبح شاکی بودی.دیر رسیده بودی سر کارت.منم با خونریزی و کلی لباس خونی بیدار شدم کلا شروع گندی بود.بعد برامون یه برگه ی سرشماری سلامت اوردن.اونو که گرفتم ز زدم مامان بابام فهمیدم بیرون شهرن.با شیدا رفتیم اداره طرح.اونجا بهم گفت حداقل تا 4.5 ماه دیگه هیچ خبری نیست.4.5 ماه باید بیکار بشینم تو خونه.خیلی اعصابم خورده .تو اومدی اینجا پیشم .باهم ناهار خوردیم.وقتی تو اینجایی همه چیز خوبه.بااینکه خیلی کار داشتی ولی اومدی.اماالان که رفتی خیلی ناراحتم .نمیدونم باید چیکار کنم بی حوصله م.طرحم چی کار چی د...
ادامه مطلب
دلم خیلی برات تنگ شده.امشب از خستگی خوابت برد .منم دارم پربود میشم دلم درد میکنه قلبمم اذیت میکنه تند میزنه نفس کم میارم.دلشوره دارم خیلی بی قرارم.فردا میخوام برم فارابی سر بزنم به دوستم.میخوام بااین ترس روبرو بشم.برم اونجا.استرس باز اومده سراغم.حس اون شبایی رو دارم که فرداش باید میرفتم اتاق عمل.چقدر از اون محیط بی زارم.فکر کنم باید برای قلبم برم دکتر ببینم چیه ماجرا.این تپش اذیتم داره میکنه.ازم خواستی شرایطمو تو خونه تغییر بدم.برای من سخته دیگرانو ناراحت کردن.کمک نکردن به فکر خودم بودن.خیلی سخت...
ادامه مطلب
امروز صبحو با مسیج قشنگت که دیشب نخونده بودم شروع کردم .نوشته بودی من واقعا فکر میکنم که تو یه فرشته هستی .الانم مسیج دادی که دلم برات تنگ شده..خیلی دوستت دارم منم دلم برات تنگ شده عزیزم.جات واقعا خالیه خداکنه بتونیم با هم بیایم اینجا. اینا چرا راه نمی افتن بیایم تهران پس.؟من دلم تورو میخواد.ببینمت حتما محکم بغلت میکنم و میبوسمت.میخوام برات خوراکیای خوشمزه بخرم بیارم....
ادامه مطلب
مهمون داریم.ولی من دلم برات تنگ شده.دیگه تقریبا بودن با تو رو به همه ترجیح میدم.ز زدم رفته بودی پادک بدویی.یعنی تو میگی من زیاد بهت وابسته نمیشم؟!دل تنگتم ......
ادامه مطلب