خاطرات

متن مرتبط با «4life en espanol» در سایت خاطرات نوشته شده است

4مهر

  • نیلوبلاگ

    امروز از دانشگاه که اومدم بخاطر ناهار خوردن من مغازه ت رو بستی اومدی منو بردی خودت غذا دادی بهم با دستای خودت تمام توجهت به من بود.نفهمیدم توی اون چند دقیقه چقدر برای داشتنت خدا رو شکر کردم.برای اینکه انقدر دوستم داری.بعدش رفتیم پارک.اهنگ به تو مدیونم رضا صادقی از رادیو پخش شد.حسرت زینب تو صدات بود نتونستم خودمو کنترل کنم و نگم ولی تو گوش دادی و اشک ریختی باهاش.من خیلی احساس ناتوانی کردم.حس کردم من چی دارم که باهاش با زینب بجنگم .من چه شانسی دارم برای تصاحب قلبت؟خیلی دردناکه برام که تو اونو این ...

    ادامه مطلب